معرفی کتاب

بیایید با هم به دیدار دختری برویم که به تنهایی بار همهء این مصیبتها را بر دوش کشیده است .همه این درد ها را یک جا به جان خریده است . دختری که همه این مصیبتها را در یک روز دیده است دختری که ....

 اگر می خواهید بدانید این دختر چه کسی است؟ و ماجرا چیست ؟ کتاب :

 

بزرگترین دختر عالم

 

نویسنده : سید مهدی شجاعی

تصویر گر : ماهنی تذهیبی

برای گروه سنی «ج» و«د»

انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

رامطالعه کنید .

 

معرفی شخصیت امام حسین (ع)

نام :امام  حسین (ع)

لقب : سیدالشهدا

کنیه : ابا عبدالله

پدر ومادر : امام علی (ع) و  حضرت فاطمه (س)

وقت و محل تولد : سال چهارم هجری سوم شعبان در مدینه

وقت و محل شهادت : سال 61هجری قمری روز عاشورا در سن 57سالگی در کربلا به دست شمر لعین

مرقد شریف ایشان : کربلا

 

یا حسین

         تا نسیم آزادی می وزد تو هستی . تا صدای گسستن سلسله ها می آید و دست ها و پاها را به سبکی رهایی و سرها را به صولت و شکوه سرافرازی می رساند تو هستی . تو که خون دادی تا سر در گمی ها را بشویی و سنگینی زنجیرها را از شانه ها برداری ؛ انقلاب تو یا حسین ، امضای آزادی انسان بود . قیام تو یا حسین ، پناه و تکیه گاه و آرمان همه ی آنانی شد که خسته از خیانت و خشونت ، به زیبایی ، صفا ، آرامش ، پر شکوه روح و حتی خون دادنی حماسه گون و جاودانه رنگ می اندیشند .

      امروز نام تو ، زمزمه عاشقان است ؛  خون تو مصباح رهنوردان ، یاد تو طوفان انگیز و رخوت شکن و مزار تو ، زیارتگاه سوختگان ، مزار تو عشق میرویاند ، خون در رگ ها می دواند ؛ در قلب ها آرمان می جوشاند و به         گام ها یی که رهپوی فردا های دور است و قله های شگرف و آسمان آشنایند توان می بخشد ؛ و حیات را به رگ رگ عصرها و نسل ها هدیه می دارد .

سلامی به اقیانوس (خــــم )

 

کاروان های حج باز می گردند

آخرین حج  پیامبر پایان پذیرفته است – حجة الوداع –

و رسول خداوند در راه مدینه است

 تا غدیر فاصله ای نیست

برکه ای با اندکی آب – بستر حساس ترین روی داد تاریخ –

و جایی که مسیر کاروان ها از هم جدا می شوند، برای همیشه

 

امین وحی بر پیامبر فرود می آید

( یا ایّها الرسول ، بلّغ ...)

بار دیگر جبرییل بر او می خواند

 

( یا ایّها الرسول ، بلّغ ...)

و سومین بار جبرییل با تاکیدی افزون تر زمزمه می کند

بلغ ما انزل الیک

و اینجا قلب آفرینش تند تر می زند

و در عالم فرش ، نور عرشی با فرشیان بانگ بر می آورد :من کنت مولاه ... فهذا ... علی مولاه و حجت بر همگان تمام می کند

 امروز دین شما را کمال بخشیدم و نعمت خویش را بر شما تمام کردم ، و اسلام را برای شما ، شما را برای اسلام .

 اینگونه ولایت هم سنگ رسالت می شود در کنار برکه ای کوچک به نام غدیر، عمیق تر و بزرگ تر از هر دریـــــــا .