گزارش نمایش عروسکی  مرکز

گزارش نمایش عروسکی

پیر چنگی

 

نمایش  عروسکی ترانه های نقاشی ، ملودی های معماری، اصوات رنگین ، بازیگری های  پنهان ، حرکات شفاهی و جهان اشیاء متحرک وسخن گوست، بازی گری است اما بازی بازیگران نیست کار نقاشان است اما حاصل کار ، نقاشی نیست ، موسیقی است اما آوای ناشی از حرکت اشیاست  نمایش عروسکی توان شگفت انگیزی دارد تماشاگرانش را از هر طبقه یا دسته یا هر سن و سال که باشد تحت تاثیر خود قرار می دهد تماشاگرانش می دانند مجموعه ای از مواد مختلف از قبیل چوب و کاغذ و پارچه و نخ و غیره اند اما به محض درگیر شد با نمایش ، عروسک ها انسان می شوند و این گونه نمایش عروسکی خیال انگیز و لذت بخش می شود.

مرکز سورشجان نمایش پیر چنگی را از بهمن ماه سال 89 آغاز کردند داستان پیر چنگی بر گرفته از مثنوی مولانا می باشد   متن این نمایشنامه اثر آقای خیام احمدی استان کرمانشاه بود ه است که با مجوز ایشان   این نمایشنامه به صورت بی کلام اجرا شد کارگردانی کار را خانم حیدری و عالیپور انجام دادند مدت زمان نمایش نامه 25دقیقه است این نمایش نامه به دکور نیاز داشت که ساخت دکور توسط خانم عالیپور انجام شد که از دکور نمایش های سالهای گذشته استفاده شد کار نمایش پیر چنگی  نیاز به موسیقی بسیار قوی داشت.که بیشتر باید از ساز های سنتی استفاده می شدکه آهنگ ها بیشتر از آرشیو آهنگ های موجودانتخاب شد و برای قسمت های مختلف  استفاده شدکه زحمت این کار به عهده ی آقای هیاریان بو د  که بیشتر سلیقه ای  بودعروسک های نمایش دستکش بودند که از دستکش های سیاه و سفید برای این کار استفاده شد نمایش بسیار ساده و کتابخانه ای و بدون هزینه انجام شد  بهمن و اسفند به طور پیوسته تمرین شد که واقعا فرصت زیادی به این کار اختصاص داده شد .                 

                                                                  

بهار 90مبارک

 با گذر از آخرین روز های اسفند سالی را پار کردیم و پاری را پیرار تا در آغاز این بهار

با دلی به شکوفایی گلزار، روزی نو را در نوروزی دیگر به سلام بر خیزیم  .و به تسبیح

پروردگار بنشینیم تا به مصداق سخن امام علی (ع) هر روزمان نوروز باشد مگر نه آنکه

فرموده اند: هر روزی که در آن گناه نکنید آن روز عید است سزاست که شادی این

ایام را با دیگران قسمت کنیم و از خدا بخواهیم تا هفت سین سلام ، سخاوت و

سادگی ، سلامت و سرزندگی ، و سعادت و سرافرازی در سفره صداقتمان بچیند و

جانمان را به صفای قرآن و چشم و دلمان را به روشنی آب و آینه بگرداند و ماهی

خیالمان را در برکه های اندیشه بچرخاند و دستهایمان را آنی از دامن معرفت

آموختگان عالم جدا نسازد و مارا از وادی علم وعمل دور نیندازد باشد که :هر روزمان

نوروز دیگری باشد.