تازه وارد
سلام گرم و صمیمی از دل بی برف زمستان
اندک اندک سال به پایان خود نزدیک می شود و حالا که ما باید به واژه تکانی مشغول شویم به واژه نگاری مشغول شده ایم چون کار تازه ای را آغاز کرده ایم بخش ادبی وبلاگ را راه اندازی کرده ایم و برای من در این دنیای مجازی پنجره ای باز شده است و این بهانه ی خوبی ست که ما همیشه باشیم .
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیــــدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــی
در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــد
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایــی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره ها
سرشار می کنــــــــــــــد
و می شود از آن جـــــــــــا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کـرد
یک پنجره برای من کافی ــســـت
+ نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن ۱۳۹۰ ساعت توسط بخش فرهنگی
|
(نمایی از کانون سورشجان)